-
1
ٱقْتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلْقَمَرُ
ʹIq̣tarabatis Saaʻatu wañ-shaq̣q̣al Q̣AMAR.
قیامت نزدیک شد و ماه بشکافت [ دونیم شدن ماه، معجزهای از معجزات رسول الله صلی الله علیه وسلم میباشد، که در احادیث متواتر با اسنادهای صحیح روایت شده است (تفسیر ابن کثیر).].
-
2
وَإِن يَرَوْا۟ ءَايَةً يُعْرِضُوا۟ وَيَقُولُوا۟ سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ
Wa-ʹiñy yaraw ʹaayatañy yuʻriḍoo wa-yaq̣ooloo siḥrum mustamirr.
و اگر (کافران) معجزهای ببینند، روی بگردانند و گویند: «(این) جادویی قوی است».
-
3
وَكَذَّبُوا۟ وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَهْوَآءَهُمْ ۚ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ
Wa-kaẓẓaboo wattabaʻooo ʹahwaaaʹahum wa-kullu ʹamrim mustaq̣irr.
و آنها (آیات و نشانههای الهی را) تکذیب کردند و از هوی نفس خود پیروی کردند، و هرکاری قرارگاهی دارد.
-
4
وَلَقَدْ جَآءَهُم مِّنَ ٱلْأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ
Wa-laq̣ad jaaaʹahum minal ʹambaaaʹi maa- feehi muzdajar.
و به راستی برای آنان بهاندازۀ کافی خبرهای (پندآمیزی) آمده است که (از گناهان و بدیها) باز میدارد.
-
5
حِكْمَةٌۢ بَـٰلِغَةٌ ۖ فَمَا تُغْنِ ٱلنُّذُرُ
Ḥikmatum baalig̣atuñ famaa tug̣nin Nuẓur.
(این آیات) حکمت (و دانش) تمام (و رسا) است. پس (برای افراد جاهل و لجوج) هشدارها سودی نمیبخشد.
-
6
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ ۘ يَوْمَ يَدْعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَىْءٍ نُّكُرٍ
Fatawalla ʻanhum. Yawma yadʻud Daaʻi ʹilaa shayʹin nukur,
بنابراین (ای پیامبر!) از آنها روی بگردان، (تا آن) روزیکه دعوت کنندهای (مردم را) به امر وحشتناکی دعوت کند.
-
7
خُشَّعًا أَبْصَـٰرُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ
Khushshaʻan ʹabṣaaruhum yakhrujoona minal ʹajdaas̤i kaʹannahum jaraadum muñtashir.
در حالیکه چشمانشان فروهشته باشد از قبرها بیرون آیند گویی که آنها ملخهایی پراکنده هستند.
-
8
مُّهْطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِ ۖ يَقُولُ ٱلْكَـٰفِرُونَ هَـٰذَا يَوْمٌ عَسِرٌ
Muhṭiʻeena ʹilad Daaʻ! Yaq̣oolul kaafiroona ˹Haaẓaa Yawmun ʻasir.˺
و به سوی دعوت کننده میشتابند. کافران میگویند: «این روز سختی است».
-
9
۞ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا۟ عَبْدَنَا وَقَالُوا۟ مَجْنُونٌ وَٱزْدُجِرَ
Kaẓẓabat q̣ablahum Q̣awmu Nooḥiñ fakaẓẓaboo ʻAbdanaa wa-q̣aaloo majnooñuw wazdujir.
پیش از آنها قوم نوح تکذیب کرده بودند، پس بندۀ ما (نوح) را تکذیب کردند و گفتند: «(او) دیوانه است» و (با او) درشتی کردند (و آزردند).
-
10
فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّى مَغْلُوبٌ فَٱنتَصِرْ
Fadaʻaa Rabbahooo ʹannee mag̣loobuñ fañtaṣir!
پس او پروردگارش را خواند (و عرض کرد): «من مغلوب شدهام، پس یاریم فرما (و از آنها انتقام بگیر)».
-
11
فَفَتَحْنَآ أَبْوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٍ مُّنْهَمِرٍ
Fafataḥnaaa ʹabwaabas samaaaʹi bimaaaʹim munhamir.
آنگاه درهای آسمان را با آبی (فراوان و) فروریزنده گشودیم.
-
12
وَفَجَّرْنَا ٱلْأَرْضَ عُيُونًا فَٱلْتَقَى ٱلْمَآءُ عَلَىٰٓ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ
Wa-fajjarnal ʹarḍa ʻuyoonañ faltaq̣al maaaʹu ʻalaaa ʹamriñ q̣ad q̣udir.
و از زمین چشمههای جوشاندیم (و جاری نمودیم). پس این (دو) آب (آسمان و زمین) برای امری که مقدر شده بود باهم درآمیختند.
-
13
وَحَمَلْنَـٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلْوَٰحٍ وَدُسُرٍ
Wa-ḥamalnaahu ʻalaa ẓaati ʹalwaaḥiñw Wadusur,
و او (= نوح) را بر (مرکبی) ساخته شده از تخته و میخ سوار کردیم.
-
14
تَجْرِى بِأَعْيُنِنَا جَزَآءً لِّمَن كَانَ كُفِرَ
Tajree biʹaʻyuninaa; jazaaaʹal limañ kaana kufir!
زیر نظر (و حفاظت) ما روان بود، کیفری بود برای کسانیکه کافر شده بودند.
-
15
وَلَقَد تَّرَكْنَـٰهَآ ءَايَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ
Wa-laq̣at taraknaahaaa ʹAayatañ fahal mim muddakir?
و به راستی ما این (ماجرا) را (به عنوان) نشانهای بر جای گذاشتیم، پس آیا کسی هست که پند گیرد؟!
-
16
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
Fakayfa kaana ʻAẓaabee wa-Nuẓur?
پس (بنگرید) عذاب و هشدارهای من چگونه بود؟!
-
17
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ
Wa-laq̣ad yassarnal Q̣urʹaana liẓ-Ẓikri fahal mim muddakir?
و یقیناً ما قرآن را برای تذکر آسان نمودیم، پس آیا کسی هست که متذکر شود؟!
-
18
كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
Kaẓẓabat ʻAaduñ fakayfa kaana ʻAẓaabee wa-Nuẓur.
(قوم) عاد (نیز) تکذیب کردند، پس (بنگرید) عذاب و هشدارهای من چگونه بود؟!
-
19
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِى يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ
ʹInnaaa ʹarsalnaa ʻalayhim reeḥañ ṣarṣarañ fee Yawmi naḥsim mustamirr,
ما تند باد سرد (وحشتناکی) در روزی شوم طولانی بر آنها فرستادیم.
-
20
تَنزِعُ ٱلنَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ
Tañziʻun naasa kaʹannahum ʹaʻjaazu nakhlim muñq̣aʻir.
که مردم را (از جا) بر میکند، گویی که آنها تنههای نخل ریشه کن شدهاند.
-
21
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
Fakayfa kaana ʻaẓaabee wa-nuẓur?
پس (بنگرید) عذاب و هشدارهای من چگونه بود؟!
-
22
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ
Wa-laq̣ad yassarnal Q̣urʹaana liẓ-Ẓikri fahal mim muddakir?
و یقیناً ما قرآن را برای تذکر آسان نمودیم، پس آیا کسی هست که متذکر شود؟!
-
23
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِٱلنُّذُرِ
Kaẓẓabat S̤amoodu bin-Nuẓur.
(قوم) ثمود (نیز) هشدار دهندگان را تکذیب کردند.
-
24
فَقَالُوٓا۟ أَبَشَرًا مِّنَّا وَٰحِدًا نَّتَّبِعُهُۥٓ إِنَّآ إِذًا لَّفِى ضَلَـٰلٍ وَسُعُرٍ
Faq̣aalooo ʹabasharam minnaa waaḥidan nattabiʻuhooo ʹinnaaa ʹiẓal lafee ḍalaaliñw wasuʻur!
و گفتند: «آیا از یک بشری از (جنس) خودمان پیروی کنیم؟! (اگر چنین کنیم) آنگاه ما در گمراهی و دیوانگی خواهیم بود،
-
25
أَءُلْقِىَ ٱلذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنۢ بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ
ʹA-ʹulq̣iyaẓ Ẓikru ʻalayhi mim bayninaa bal huwa kaẓẓaabun ʹashir!
آیا از میان ما تنها بر او وحی نازل شده است؟ (خیر) بلکه او دروغگوی خود پسند است».
-
26
سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ ٱلْكَذَّابُ ٱلْأَشِرُ
Sayaʻlamoona g̣adam manil kaẓẓaabul ʹashir!
فردا خواهند دانست چه کسی دروغگوی خود پسند است.
-
27
إِنَّا مُرْسِلُوا۟ ٱلنَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَٱرْتَقِبْهُمْ وَٱصْطَبِرْ
ʹInnaa mursilun naaq̣ati fitnatal lahum fartaq̣ibhum waṣṭabir!
بیگمان ما ماده شتر را برای آزمایش آنها میفرستیم، پس (ای صالح) منتظر (پایان کار) شان باش و صبر پیشه کن. [بیرون آوردن ماده شتر از دل کوه معجزهای بود که قوم صالح از پیامبر خود درخواست کرده بودند، و این معجزه تحقق یافت ولی باز هم انکار کردند و ماده شتر را پی کردند.]
-
28
وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ ٱلْمَآءَ قِسْمَةٌۢ بَيْنَهُمْ ۖ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ
Wa-nabbiʹhum ʹannal maaaʹa q̣ismatum baynahum: kullu shirbim muḥtaḍar.
و به آنها خبر ده که همانا آب (قریه) در میان آنها (و ناقه) تقسیم شده است، هرکه در نوبت خود باید حاضر شود.
-
29
فَنَادَوْا۟ صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ
Fanaadaw ṣaaḥibahum fataʻaaṭaa faʻaq̣ar.
پس آنها یار خود را صدا زدند، آنگاه (آمد و) دست بکار شد و (شتر را) پی کرد.
-
30
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
Fakayfa kaana ʻAẓaabee wa-Nuẓur!
پس (بنگرید) عذاب و هشدارهای من چگونه بود؟!
-
31
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَٰحِدَةً فَكَانُوا۟ كَهَشِيمِ ٱلْمُحْتَظِرِ
ʹInnaaa ʹarsalnaa ʻalayhim Ṣayḥatañw waaḥidatañ fakaanoo kahasheemil muḥtaz̤̣ir.
بیگمان ما یک صیحه (= بانگ مرگباری) بر آنها فرستادیم، پس (همگی) به صورت گیاه خشک خردشدهای در آمدند.
-
32
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ
Wa-laq̣ad yassarnal Q̣urʹaana liẓ-Ẓikri fahal mim muddakir?
و یقیناً ما قرآن را برای تذکر آسان نمودیم، پس آیا کسی هست که متذکر شود؟!
-
33
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍۭ بِٱلنُّذُرِ
Kaẓẓabat Q̣awmu Looṭim bin-Nuẓur.
قوم لوط هشداردهندگان را تکذیب کردند.
-
34
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّآ ءَالَ لُوطٍ ۖ نَّجَّيْنَـٰهُم بِسَحَرٍ
ʹInnaaa ʹarsalnaa ʻalayhim ḥaaṣiban ʹillaaa ʹaala Looṭ; najjaynaahum̃ bisaḥar,―
بیگمان ما شن باد تندی بر آنها فرستادیم (و همگی را هلاک کردیم) جز خاندان لوط که سحرگاهان نجاتشان دادیم.
-
35
نِّعْمَةً مِّنْ عِندِنَا ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِى مَن شَكَرَ
Niʻmatam min ʻIñdinaa; kaẓaalika najzee mañ shakar.
(این) نعمتی بود از سوی ما، این گونه کسی را که شکر کند پاداش میدهیم.
-
36
وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا۟ بِٱلنُّذُرِ
Wa-laq̣ad ʹañẓarahum̃ baṭshatanaa fatamaaraw bin-Nuẓur.
و به راستی (لوط) آنها را از عقوبت (سخت) ما بیم داد، پس آنها با هشدارها مجادله (و ستیز) کردند.
-
37
وَلَقَدْ رَٰوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِۦ فَطَمَسْنَآ أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ
Wa-laq̣ad raawadoohu ʻañ ḍayfihee faṭamasnaaa ʹaʻyunahum faẓooq̣oo ʻAẓaabee wa-nuẓur.
و به راستی آنها از او (= لوط) خواستند که مهمانش را (برای کار زشت) در اختیارشان بگذارد، پس ما دیدگانشان را کور کردیم، (و گفتیم:) «پس (طعم) عذاب مرا و (طعم) هشدارهای مرا بچشید».
-
38
وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ
Wa-laq̣ad ṣabbaḥahum̃ bukratan ʻAẓaabum mustaq̣irr:
و یقیناً صبحگاهان عذابی پایدار آنها را فروگرفت (و هلاک کرد).
-
39
فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ
Faẓooq̣oo ʻAẓaabee wa-Nuẓur.
(و گفتیم:) «پس (طعم) عذاب مرا (و طعم) هشدارهای مرا بچشید».
-
40
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ
Wa-laq̣ad yassarnal Q̣urʹaana liẓ-Ẓikri fahal mim muddakir?
و یقیناً ما قرآن را برای تذکر آسان نمودیم، پس آیا کسی هست که متذکر شود؟!
-
41
وَلَقَدْ جَآءَ ءَالَ فِرْعَوْنَ ٱلنُّذُرُ
Wa-laq̣ad jaaaʹa ʹAala Firʻawnan nuẓur.
و به راستی هشدار دهندگان به سراغ خاندان فرعون آمدند.
-
42
كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَـٰهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ
Kaẓẓaboo biʹAayaatinaa kullihaa faʹakhaẓnaahum ʹakhẓa ʻAzeezim Muq̣tadir.
(آنها) همۀ آیات (و معجزات) ما را تکذیب کردند، پس ما آنها را گرفتیم، گرفتن پیروزمندی توانا!
-
43
أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُو۟لَـٰٓئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَآءَةٌ فِى ٱلزُّبُرِ
ʹAkuffaarukum khayrum min ʹulaaaʹikum ʹam lakum̃ baraaaʹatuñ fiz Zubur?
(ای قریش) آیا کفار شما از آنها بهترند یا برای شما امان نامهای در کتابهای (آسمانی پیشین) است.
-
44
أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ
ʹAm yaq̣ooloona naḥnu jameeʻum muñtaṣir?
یا میگویند: «ما جماعتی (نیرومند و) پیروزیم».
-
45
سَيُهْزَمُ ٱلْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ
Sayuhzamul jamʻu wa-yuwalloonad dubur.
به زودی آن جمع (کفار قریش) شکست میخورد و پشت میکنند، (و پا به فرار میگذارند) [ مصداق این آیه در جنگ بدر تحقق یافت، رسول الله صلی الله علیه وسلم روز جنگ بدر پس از مناجات و راز و نیاز با پروردگارش در حالیکه لباس جنگی پوشیده بود از چادر بیرون آمدند و این آیه را میخواندند. (صحیح بخاری ].
-
46
بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَٱلسَّاعَةُ أَدْهَىٰ وَأَمَرُّ
Balis Saaaʻatu mawʻiduhum was-Saaʻatu ʹadhaa wa-ʹamarr.
بلکه قیامت وعدهگاه آنهاست، و قیامت سختتر و تلختر است.
-
47
إِنَّ ٱلْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَـٰلٍ وَسُعُرٍ
ʹInnal mujrimeena fee ḍalaaliñw wasuʻur.
بیگمان گناهکاران در گمراهی و دیوانگی هستند.
-
48
يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِى ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا۟ مَسَّ سَقَرَ
Yawma yus-ḥaboona fin Naari ʻalaa wujoohihim: ẓooq̣oo massa Saq̣ar!
روزیکه بر چهرههایشان در آتش (جهنم) کشیده میشوند (و به آنها گفته میشود:) «(طعم) آتش دوزخ را بچشید».
-
49
إِنَّا كُلَّ شَىْءٍ خَلَقْنَـٰهُ بِقَدَرٍ
ʹInnaa Kulla shayʹin khalaq̣naahu biq̣adar.
بیگمان ما همه چیز را بهاندازه آفریدیم.
-
50
وَمَآ أَمْرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٌ كَلَمْحٍۭ بِٱلْبَصَرِ
Wa-maaa ʹAmrunaaa ʹillaa waaḥidatuñ kalamḥim bil-baṣar.
و فرمان ما جز یک بار نیست، همچون یک چشم برهم زدنی است.
-
51
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَآ أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ
Wa-laq̣ad ʹahlaknaaa ʹashyaaʻakum fahal mim muddakir?
و به راستی ما (کسانیکه) همانند شما (بودند)، هلاک کردیم پس آیا کسی هست که متذکر شود (و پندگیرد)؟!
-
52
وَكُلُّ شَىْءٍ فَعَلُوهُ فِى ٱلزُّبُرِ
Wa-kullu shayʹiñ faʻaloohu fiz Zubur:
و هر چیزی را که انجام دادهاند در نامههای (اعمالشان ثبت) است.
-
53
وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُّسْتَطَرٌ
Wa-kullu ṣag̣eeriñw wakabeerim mustaṭar.
و هر (کار) کوچک و بزرگ نوشته شده است.
-
54
إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّـٰتٍ وَنَهَرٍ
ʹInnal Muttaq̣eena fee Jannaatiñw Wanahar,
بیگمان پر هیزگاران در باغها و (کنار) نهرهای (بهشتی) هستند.
-
55
فِى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍۭ
Fee Maq̣ʻadi Ṣidq̣in ʻiñda Maleekim Muq̣tadir.
در (جایگاه و) مجلس صدق (و راستی) نزد فرمانروایی مقتدر.